مرتضى مطهرى

102

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

آذين مىبسته‌اند و در عيدهاى نوروز و مهرگان ، مردم شهر در سرور و شادى با ايشان هماهنگ مىشده‌اند . مقدسى در صفحهء 323 احسن التقاسيم راجع به مذهب اهل خراسان مىگويد : « در آنجا يهودى بسيار است و مسيحى كم و اصنافى از مجوس در آنجا هستند » . مسعودى مورخ اسلامى متوفّى در نيمهء اول قرن چهارم كه او نيز به ايران مسافرت كرده است و با اينكه ايرانى نيست به تاريخ ايران و آثار ايران علاقهء خاصى نشان مىدهد در كتاب التنبيه و الاشراف صفحات 91 و 92 از خاندان محترمى از مردم اصطخر نام مىبرد كه كتاب تاريخ جامعى از دورهء ساسانيان در دست داشته‌اند و مسعودى از آن كتاب استفاده كرده است . مسعودى حتى نام موبد زمان خود را مىبرد . معلوم مىشود موبد زردشتيان به اعتبار عدهء فراوان زردشتى شخصيت ممتازى به شمار مىآمده است . مسعودى در جلد اول مروج الذهب صفحهء 382 تحت عنوان « فى ذكر الاخبار عن بيوت النيران و غيرها » از آتشكده‌هاى زردشت ياد مىكند . از آن جمله از آتشكده‌اى در « دارابجرد » نام مىبرد و مىگويد : در اين تاريخ كه سال 332 هجرى است ، آن آتشكده موجود است و مجوس آن اندازه كه به آتش آن آتشكده احترام مىگزارند و آن را تعظيم و تقديس مىكنند ، آتش هيچ آتشكدهء ديگر را چنين تعظيم نمىكنند . اينها همه مىرساند كه - چنان كه گفتيم - ايرانيان تدريجاً اسلام را پذيرفته‌اند و اسلام تدريجاً و مخصوصاً در دوره‌هاى استقلال سياسى ايران بر كيش زرتشتى غلبه كرده است . عجيب اين است كه زرتشتيان در صدر اسلام كه دورهء سيادت سياسى عرب است ، آزادى و احترام بيشترى داشته‌اند از دوره‌هاى متأخرتر كه خود ايرانيان حكومت را به دست گرفته‌اند . هر اندازه كه ايرانيان مسلمان مىشدند اقليت زردشتى وضع نامناسبترى پيدا مىكرد ، و ايرانيان مسلمان از اعراب مسلمان تعصب بيشترى عليه زردشتىگرى ابراز مىداشتند و ظاهراً همين تعصبات ايرانيان تازه مسلمان سبب شد كه عده‌اى از زرتشتيان از ايران به هند مهاجرت كردند و اقليت پارسيان هند را تشكيل دادند . در اينجا بد نيست سخن مستر فراى ، نويسندهء كتاب ميراث باستانى ايران را از صفحهء 396 آن كتاب نقل كنيم . او مىگويد : « از منابع اسلامى چنين برمىآيد كه استخر در فارس كه يكى از دو كانون